تبليغاتX
زیست شناسی
زیست شناسی
زیست شناسی

کاربر مهمان، خوش آمديد!



فشار خون

نوشته شده توسط رضوانهدر تاریخ 90/05/20

وضعیت مناسب برای اندازه گیری فشارخون 

  • درست‌ترین حالت برای اندازه‌گیری فشار خون حالت دراز کشیده است. و بعد حالت نشسته راحت. فردی که حداقل ده الی پانزده دقیقه در حالت دراز کشیده قرار گرفته و هیچ استرسی در این مدت به او وارد نشده باشد، اگر میزان فشار خون سیستولیک او بالاتر از 140 میلیمتر جیوه و فشار دیاستولیک بیش از 90 میلیمتر جیوه باشد (به زبان عام 14 روی 9)، مبتلا به پرفشاری خون است. در حالت طبیعی ، اگر فردی به‌سرعت از پله‌ها بالا و پایین رود، قطعاً فشار خونش افزایش پیدا می‌کند و این طبیعی است. (در شرایط خاصی که احتمال می‌دهیم بیمار فشار خون پایین داشته باشد ولی در حالت دراز کشیده فشار خون طبیعی است، یکبار دیگر فشار خون را در حالت ایستاده یا نشسته با پاهای آویزان اندازه می‌گیریم که اگر پایین باشد معلوم می‌شود.)
  • باید دست بیمار به نحوی قرار داده شود که هم سطح قلب او باشد.
  • بازوبند باید در بازوی بیمار به نحوی بسته شود که نه خیلی شل باشد و نه خیلی سفت.


عنوان : آیا میزان فشار خون به صورت طبیعی تغییر می‌کند؟ 

!آیا میزان فشار خون به صورت طبیعی تغییر می‌کند؟
در طول روز ، میزان فشار خون هر شخصی تغییر می‌کند. صبحها میزان فشار خون بالاتر و شبها پایینتر است. در حالت طبیعی ، به هنگام نگرانی و استرس و فعالیت فیزیکی بالا می‌رود. برخی افراد هنگام ملاقات با پزشک مضطرب شده و میزان فشار خون آنها بالا می‌رود. تقریبا میزان فشار خون افراد در نخستین ملاقات با پزشک بالاتر از ملاقاتهای بعدی است. به همین علت پزشکان اندازره گیری فشار خون را در 3-2 نوبت جداگانه و یا به صورت 24 ساعته توصیه می‌کنند و بعد بطور موثق اعلام می‌کنند که فرد دچار فشار خون بالا است یا خیر.

داشتن دستگاه فشار خون در منزل مفید است.

اگر پزشک تشخیص دهد که فرد به علت اضطراب در کلینیک دچار فشار خون بالا می‌شود بهتر است که فرد به اندازه‌گیری فشار خون خود در منزل مبادرت کند. برخی از افراد نیز با اندازه‌گیری فشار خون در منزل بیشتر احساس آرامش می‌کنند ولی برخی افراد دیگر ، هنگامی که فشار خون خود را اندازه می‌گیرند، بیشتر دچار اضطراب می‌شوند که چنین عملی به این افراد توصیه نمی‌شود. فشارسنجهای دیجیتالی به آسانی می‌توانند در منزل مورد استفاده قرار گیرند ولی برخی از آنها کارایی خوبی ندارند.

عنوان : چگونه فشار خون را کنترل کنیم؟ 

!چگونه فشار خون را کنترل کنیم؟
افزایش فشار خون نقش عمده ای در بروز بیماریهای عروق کرونر، سکته مغزی، نارسایی قلبی، نارسایی کلیوی و مرگ ناشی از این بیماریها در پی دارد. تغییر رژیم غذایی نیز ممکن است بتواند جایگزین درمان دارویی شود و یا در صورت نیاز به درمان، باعث شود که درمان با داروهای کمتر و دوزهای پایین تری انجام شود.

رگهای خونی موسوم به سرخرگها ، خون را از قلب به اندام های گوناگون بدن می رساند. هر بار که قلب منقبض می شود ، خون را با فشار وارد سرخرگها می کند بنابراین فشار خون، حاصل مقاومت عروق در برابر ضربانهای قلب است. فشاری که در عروق خونی در پی ضربان قلب پدید می آید فشار خون ` سیستولیک` نام دارد و فشاری که به هنگام استراحت قلب یعنی بین دو ضربان پدیدار می شود فشار خون `دیاستولیک` است.

در بزرگسالان میزان طبیعی فشار خون `سیستولیک` 120 میلی لیتر جیوه و فشار خون ` دیاستولیک` 80 میلی لیتر جیوه است که اغلب 120 روی 80 خوانده می شود. فشار خون طبیعی در کودکان کمتر از ده سال 90 روی 60 و در بزرگسالان 120 روی 80 و در میانسالان 130 روی 85 میلی متر جیوه است. بنا به تعریب در صورتی که یک شخص بالغ فشار خون سیستولیک برابر یا بیشتر از 140 میلی لیتر جیوه یا فشار خون دیاستولیک برابر با 90 میلی متر جیوه داشته باشد ، به پرفشاری خون مبتلا است.

در 90 تا 94 درصد از بیماران علت مشخصی برای افزایش فشار خون یافت نمی شود و این افراد به عنوان مبتلایان به فشار خون اولیه شناخته می شوند. الگوی فامیلی در افزایش فشار خون اولیه شایع است و مطرح کننده اهمیت عوامل ژنتیک است. هر چند که عوامل چاقی، زندگی کم تحرک و مصرف نمک در افزایش فشار خون موثرند. در 5 درصد بیماران، علت ثانویه ای برای افزایش فشار خون وجود دارد . در این اشخاص بررسی های بالینی ضروری است. شایعترین علل افزایش فشار خون ثانویه، بیماری کلیوی و تیروئیدی، تومورهای مغزی و حاملگی به شمار می روند.

مصرف نمک، استفاده از کربوهیدراتهای ساده و خوردن غذاهای چرب از عوامل موثر در افزایش فشار خون هستند.

 

توصیه پزشکان برای جلوگیری و درمان فشار خون

  1. کاهش انرژی دریافتی برای رسیدن به وزن مطلوب و نگهداری آن.
  2. کاهش مصرف نمک به چهار تا شش گرم در روز.
  3. استفاده از کربوهیدراتهای کمپلکس به جای غذاهایی که دارای روغنهای اشباع و کلسترول بالا هستند.
  4. افزایش نسبی در پتاسیم دریافتی با استفاده متعادل از میوه های تازه و سبزی.
  5. مصرف کلسیم کافی روزانه.
  6. فعالیت فیزیکی منظم مانند پیاده روی سریع 20 تا 40 دقیقه در روز، سه تا پنج بار در هفته.
  7. ترک سیگار.





کالری چیست؟

نوشته شده توسط رضوانهدر تاریخ 90/05/16

كالري چيست ؟

 

امروزه بسياري از مردم مراقب حفظ كالري بدن خود هستند . حتي رستورانهايي هستند كه در طرف راست صورت غذا ، مقدار كالري هر غذا را نيز براي مشتريان خود نوشته اند .
براي اينكه بفهميم كالري چه نقشي در بدن بازي مي كند ،بايد نخست به طور كلي درباره تغذيه (( گفتگو )) كنيم .
علم هنوز نتواسته است بفهمد كه چگونه سلولهاي بدن ما غذا را به انرژي تبديل مي كنند . همچنين ما هنوز نتوانسته ايم بفهميم كه چرا سلولهاي بدن ، براي انجام دادن كار خود ، نياز به غذاهاي معيني دارند و به همين دليل مي توانند از برخي غذاهاي ديگر ، بكلي چشم بپوشند .
آنچه مسلم است اينكه غذا با اكسيژن هوا تركيب و سپس بدينوسيله تجزيه و حل مي شود ، درست مانند بنزيني كه در موتور اتومبيل ، چون با اكسيژن هوا تركيب مي شود ، از آن احتراق به وجود مي آيد .
اندازه گيري (( سوخت بدن )) بوسيله (( كالري )) انجام مي شود .
يك گرم كالري يعني آن مقدار حرارتي كه چون به يك گرم آب بدهند ، حرارتش را يك درجه سانتيگراد بالا مي برد .
در ضمن ، ما كالري بزرگ هم داريم كه هزار برابر بزرگتر از كالري ايست كه هم اكنون ذكر كرديم . در اندازه گيري مقدار انرژي غذاها ، معمولا واحد كالري بزرگ را به كار مي برند . يعني براي اينكه بدانيم فلان غذا چه مقدار انرژي در بدن ما توليد مي كند ، ارزش كالري بزرگ آن را اندازه گيري مي كنند .
هر غذايي كه در بدن ما مي سوزد ، مقداري انرژي توليد مي كند . براي مثال ، يك گرم پروتئين 4 كالري ، و يك گرم چربي 9 كالري حرارت در بدن ما پديد مي آورند .
بدن چه مقدار كالري نياز دارد ؟
ميزان نيازمندي بدن به كالري ، با توجه به ميزان كاري كه مي خواهد انجام شود تعيين مي شود. براي مثال ، شخصي كه حدود 65 كيلو وزن دارد در حال استراحت 1680 كالري در روز ، او را بس است . ولي اگر كار سبكي داشته باشد به 3360 كالري نياز پيدا مي كند و اگر كار سنگين انجام دهد ، بايد 6720 كالري به بدن او برسد .
كودكان بيش ار بزرگسالان به كالري احتياج دارند ، زيرا در بزرگسالان سوخت كالري كندتر از كودك صورت مي گيرد .
در زمستان ، نياز ما به كالري بيشتر از فصل تابستان است .
بدن سوخت خود را در حال طبيعي ، از مواد زير تامين مي كند :
1 ـ ئيدراتهاي كربن
2 - نشاسته
3 ـ قند
حال اگر ما بيشتر از آنچه كه نيازمنديم سوخت وارد بدن كنيم چه امري رخ مي دهد ؟
در چنين هنگام ، بدن آنچه را كه احتياج دارد مصرف مي كند و بقيه را براي آينده ذخيره مي كند بدن مي تواند تا يك سوم از مقدار كالري را كه هميشه لازم دارد در خود ذخيره كند . اما زائد بر آن تبديل به چربي مي شود .
از اينرو بر ما لازم است كه پيوسته مراقب كالري بدن خود باشيم






چگونه گرسنه و تشنه می شویم؟

نوشته شده توسط رضوانهدر تاریخ 90/05/16

چگونه تشنه و گرسنه می شویم؟

چرا گرسنه مي شويم ؟

 

هنگامي ما غذا مي طلبيم كه بدنمان گرسنه شود .
اما ما چگونه گرسنگي را احساس مي كنيم ؟ يعني چگونه اين آگاهي به ما دست مي دهد كه بدنمان نياز به غذا دارد ؟
مردم مي پندارند كه احساس گرسنگي هنگام خالي بودن شكم است . ولي هرگز اينطور نيست ، زيرا انسان هنگام تولد نيز شكمش خالي است ، ولي براي چند روز او احساس گرسنگي نمي كند. همينگونه شخص بيمار يا تب دار غالبا خالي بودن شكم خود را احساس نمي كند .
پس گرسنگي هنگامي شروع مي شود كه خون از برخي از مواد غذايي خاص تهي گردد . چون رگهاي خوني اين مواد را از دست ميدهند ناگهان بخشي از مغز كه (( مركز گرسنگي )) نام دارد از آن با خبر مي شود .
مركز گرسنگي مانند يك ترمز ، پيوسته معده و روده ها را تحت كنترل خويش قرار نگاه داشته است . در تمام مدتي كه خون غذاي كافي دارد ، مركز گرسنگي فشاري براي ما وارد نمي آورد . اما همينكه خون فاقد مواد لازم گرديد احساس مي كنيم كه كعده و روده ها سخت بر انگيخته مي شوند . اين نيست مگر آنكه مركز گرسنگي در مغز ، آنها را اينگونه به تلاش وا داشته است .
فعاليت فوق العاده معده و روده ها سبب غرغر شكم نيز مي شود . از اينرو آدم گرسنه غالبا صداهايي از درون شكم خود مي شنود .
هنگامي كه ما گرسنه هستيم ، بدنمان به غذاي مخصوصي نياز ندارد . در اين هنگام فقط او غذا مي خواهد ، غذا به هر شكلي كه باشد .
ولي از طرف ديگر ، اشتهاي ما نمي گذارد كه شكممان به يك نوع غذاي خاص و يكنواخت قناعت كند . به علاوه ،اينگونه غذا رساني به بدن بر خلاف اصول بهداشت مي باشد . به عبارت ديگر ، اين مشكل است مقدار غذايي را كه ما لازم داريم هميشه آن را مثلا به شكل سيب زميني تامين كنيم . از اينرو آن را به صورت سوپ در آورده ، با افزودن گوشت و سبزي ، هم غذاي بدن را تامين كرده و هم اشتهاي لذت طلب خود را راضي نگه داشته ايم .
حال ببينيم تا چه مدت مي توان بدون غذا زندگي كرد ؟
اين امر بستگي به خصوصيات فردي هر شخصي دارد . آدم خونسرد و آرام مي تواند مدت طولاني تر از شخص عصباني و تند مزاج ، بدون غذا ، بسر ببرد ، زيرا هرچه انسان آرام تر باشد ، پروتئين بيشتري در بدن خود ذخيره مي كند .
زني در جنوب آفريقا ركورد جهاني بي غذا ماندن را شكسته است .
مي گويند وي مي تواند 102 روز بدون آب و غذا بماند و زندگي كند

چگونه تشنه مي شويم ؟

 


اگر در حال تشنگي چيزي براي نوشيدن نداشته باشيم ، تشنگي چنان بر ما فشار مي آورد كه جز آن به هيچ چيز ديگر نمي انديشيم .
همه ما روزي طعم تشنگي را چشيده ايم ، ولي سرانجام خوشبختانه آبي پيدا كرده و خود را از چنگ آن رها ساخته ايم .
هرگاه انساني چند روز پي در پي تشنه بماند بيشك جان خود را از دست خواهد داد .
بدن به ذخيره آب بسيار نيازمند است . چه حدود 50 تا 60 درصد از بدن ما را آب تشكيل مي دهد .
بزرگسالان روزانه حدود دو سوم ليتراز آب بدن خود را به صورت عرق از دست مي دهند . هنگام دفع مواد زائد نيز حدود يك ليتر آب از بدنشان خارج مي شود . از سوي ديگر ، ما چه آب بنوشيم يا ننوشيم ، ازراههاي گوناگون آب وارد بدنمان مي شود . مثلا غذايي كه روزانه صرف مي كنيم حدود يك سوم ليتر آب وارد بدنمان مي كند . ولي اين هرگز جبران آبها دفع شده را نكرده و نه مقدار آبي كه براي ما لازم است ، در بدن نگاه مي دارد .
تشنگي علامتي است كه به انسان هشدار ميدهد ، تا به رفع نياز خود و گرفتن آب لازم بپردازد .
خشكي دهان يا گلو ، بر خلاف پندار مرد م ، دليل تشنگي نيست . اين خشكي ممكن است بعللي باعث عصبانيت ، فعاليت زياد و كندي ترشح آب دهان ، بروز كند . خشكي دهان را مي توان با مقدار آب ليمو بر طرف ساخت . ولي اگر براستي تشنه باشيم اين كار هرگز علاج تشنگي مارا نخواهد كرد .
بر عكس ، گاهي ممكن است دهان پر آب باشد ، معده و مجاري خون و ادرار نيز همه آب كافي در بر داشته باشند ولي باز احساس تشنگي كنيم . علت اين امر آنست كه گاهي تشنگي بر اثر تغييراتي كه در نمك خون پديد مي آيد ، به انسان دست مي دهد .
در حال عادي ، خون به حد كافي نمك و آب در بر دارد . ولي همينكه ميزان طبيعي آب به هم بخورد و نمك نسبت به آبي كه در خون است بيشتر شود ، در اين هنگام تشنگي بروز مي كند .
نقطه اي در مغز وجود دارد كه به نام مركز تشنگي خوانده مي شود .
اين مركز مسئول كنترل نمك خون مي باشد . هنگامي كه تغييري در آن رخ دهد ، ( مركز تشنگي ) به قسمت پشت گلو ، آگاهي مي دهد . اين خبر دوباره به مغز باز گشته و از همبستگي اين ارتباطات حالتي به ما دست مي دهد كه مي گوييم ( تشنه ) هستيم .






رشد بدن

نوشته شده توسط رضوانهدر تاریخ 90/05/16

 

چگونه بدن مارشد می کند؟

موجودات زنده همه رشد می کنند. رشد، یعنی بزرگ شدن و این یا به لحاظ ساختمان بدن است، یعنی آنکه اندام و شکل ظاهری بدن ما روبه کمال می رود، یابه تحاظ قدرت درانجام کارها.

نیروهایی که سبب رشدبدن موجود زنده می شود، بیشتردر بدن خود او نهفته است. از این روآنها را چگونگی های موروثی نامیده اند.

همه ی حیوانات که حیوان هم جزء آنهاست، برای رشدچندین مرحله رامی پیمایند. مراحل رشد عبارت است از:

1-    رویال ( یاجنین درمراحل ابتدایی رشد )

2-      جنین ( درآخرین مراحل رشد )

3-    دوران شیرخوارگی

4-    کودکی

5-    نوجوانی

6-    بلوغ کامل

7-    پیری

برخی ازجانوران ، دوران خردسا لیشان بسیار طولانی است. ولی برعکس بعضی از پرندگان همین که ازتخم بیرون می آیند، می توانند پرواز کنند.

کودک به هنگام تولد، دارای همه ی سلول های عصبی می باشد. این سلول ها درمغز او، در ستون فقراتش و همچنین درسراسراعضای بدنش گسترده اند. همگام بارشد تدریجی سلول های عصبی، انسان بهتر میتواند برحرکات خود مسلط باشد و بهتر انجام کارها را از دیگران فرا بگیرد.

انسان ها تقریبا همه مانند هم رشد می کنند. با اینوصف، تفاوت هایی هم میانشان دیده می شود که قابل اهمیت است.

چگونگی رشد هرکس مخصوص خود اوست. هرکس مراحل رشد را تند یا کند یا به طورعادی می پیماید.

رشد بدن انسان درهفته های نخست، پس ازتولد بسیار سریع است. ولی سپس سرعت آن کم می شود، بطوری که این کاهش حتی قبل از پایان سال اول عمر نیز کاملا محسوس می شود.

از آن پس درسراسر دوران خردسالی، انسان بطور عادی یا کند پیش می رود. ولی همین که این مرحله به پایان برسد، دوباره جریان رشد او سرعت می یابد. پایان دوران خردسالی برای دخترها بین11 تا 13 سالگی است و برای پسرها بین 11 تا 14 سالگی.

از این هنگام به بعد، رشد برای مدتی دوباره سریع می شود. آنگاه باردیگر آهسته شده، آرام آرام آنقدر پیش می رود تا سرانجام به حدکمال خود می رسد. در اینجا دیگر رشد ازپیشروی باز می ایستد.

 

قامت انسان ، به هنگام تولد ، به طور عادي نيم متر بلندي دارد . در بيست سالگي قد او به صدو شصت سانتي متر ، يعني تقريبا سه برابر هنگام تولدش ، مي رسد .
چرا انسان نمي تواند به طور دايم رشد كند ؟ چه چيزي جلوي رشد او را مي گيرد ؟ و چرا بدن بيش ار حد معمولي كه دارد ، بزرگتر نمي شود ؟
پاسخ اينست كه در بدن ما غده هايي وجود دارد به نام غده هاي مترشحه داخلي ، اينها زشد بدن ما را نظم مي بخشند .
اين غده ها عبارتند از :
1 - غده تيروئيد در گردن
2 ـ غده هيپوفيز كه به مغز پيوسته است
3 ـ غده تيموس كه در قفس سينه جا دارد
4 ـ غده هاي جنسي
هيپوفيز غده اي است كه باعث رشد ااستخوانها مي شود . اگر زياد كار كند رشد بازوها ، پاها و دستها زياد شده ، حسابي بزرگ و كشيده مي شوند . برعكس اگر خوب كار نكنند ، انسان كوتاه قد مي شود .
طفل به هنگام تولد داراي يك غده بزرگ تيموس است كه عامل رشد قامت او بوده ، در دوران خردسالي پيوسته بزرگ مي شود . ولي همين كه به سن سيزده يا چهارده سالگي مي رسد اين غده جمع شده به تدريج از كار مي افتد .
غده تيموس و غده هاي جنسي ، مخالف يكديگر كار مي كنند . يعني وقتي كه غده تيموس در حال رشد است ، غده هاي جنسي كوچكند . ولي چون تيموس از كار مي افتد ، غده هاي جنسي به تدريج روبه رشد مي نهند .
پس به همين دليل است كه چون انسان در حدود 22 سالگي از لحاظ جنسي بلوغ كامل مي يابد ، رشد اندامش روبه زوال مي نهد .
گاهي غده هاي جنسي خيلي زود رشد مي كنند از اين رو غده تيموس را از رشد باز ميدارند . در اينصورت ، قامت انسان در يك حد متوسطي باقي مي ماند .
چون پاها ديرتر ولي بيشتر از ساير اعضاي بدن رشد مي كنند ، از اين رو كندي نابهنگام تيموس باعث كوتاهي پاها نيز مي شود . ناپلئون يكي از افرادي بود كه اينگونه به كوتاهي پا دچار شده بود .
اما از طرف ديگر ، هرگاه غده هاي جنسي تنبل باشند و رشدشان خيلي دير شروع شود ، غده تيموس به كار خود ادامه مي دهد و قامت انسان را به بلندتر از حد معمول مي رساند .
پس از بيست و پنج سالگي رشد انسان به طور آرام و خيلي آهسته ، ادامه دارد . تا آنكه درحدود سي پنج تا چهل سالگي به حد نهايي خود مي رسد .
از آن پس ، قامت انسان سير معكوسي در پيش مي گيرد . يعني در هر ده سال ، حدود دو سانتي متر از طول بدنش كاسته مي شود . البته اين به سبب خشكي تدريجي غضروفهاي مفاصل و ستون فقرات اوست .






بدن انسان

نوشته شده توسط رضوانهدر تاریخ 90/05/16

بدن انسان

مقدمه:
خداوند يكتا را سپاس مي گويم كه توفيقي عنايت فرمود تا بتوانم چند جلد از مجموعه دانستنيهاي اين مركز را براي نوجوانان عزيز كه سرمايه هاي آينده اين كشور هستند ترجمه كنم تا شايد از طريق گام بسيار كوچكي در جهت بالا بردن سطح علمي و اطلاعات عمومي اين عزيزان برداشته باشم.
مجموعه دانستنيهاي «بايد بدانيم»، شامل اطلاعاتي دربارة انواع حيوانات، بدن انسان و غيره است. كتابي كه پيش رو داريد يكي از عناوين مجموعة بايد بدانيم! تحت عنوان «دربارة بدن انسان» است. مطالعه اين كتاب و ساير كتاب هاي مربوط به دانستنيهاي مختلف كه به زودي در اختيار همگان قرار خواهد گرفت نه تنها براي نوجوانان مفيد است بلكه بزرگسالان نيز خالي از لطف نيست.
در پايان بر خود واجب مي دانم كه از مديريت محترم جناب آقاي مهندس سعيد سعادت و همچنين مادرم خانم خديجه سعادت صانعي كه هميشه مشوق من بوده اند و تمامي دوستاني كه در تهيه و تنظيم اين كتاب نقش بسزايي داشته اند تشكر كنم.

بدن انسان
از لحظه اي كه به دنيا مي آييم، تا آخرين لحظه اي كه زنده هستيم، بدن ما ثانيه اي از كار نمي ايستد. مجموعه پيچيده بدن ما، از ميلياردها سلول زنده كه شامل 200 نوع مختلف مي باشد تشكيل شده است كه مشتمل بر سلولهاي عصبي به نام نورون و سلولهاي تخصص يافته اي به نام سلولهاي ترشحي هستند. سلولهاي ترشحي هورمون و آنزيم ترشح مي كنند كه براي كارهاي گوناگوني در بدن به كار مي روند. هر نوع از سلولها، در بدن كار خاصي دارند. سلولهايي كه كار يكسان انجام مي دهند با هم بافتها مختلفي بافت عضلاني و بافت عصبي را تشكيل مي دهند. بافتها نيز در كنار يكديگر اندامها را مي سازند كه بخشهاي مهم و اصلي بدن هستند. ششها، قلب، كبد و مليه ها، اندامهاي مهم بدن به شمار مي روند كه در ارتباط با هم بوده و هر كدام سيستمي را به وجود مي آورند كه هر سيستم كار بسيار مهمي انجام مي دهد. به عنوان مثال: قلب، رگهاي خوني و خون در مجموع، سيستم گردش خون را مي سازند. اين سيستم اكسيژن و مواد غذايي بدن را كنترل مي كند. با كمي دقت در ساختار بدن و سيستمهاي موجود در آن و چگونگي كار و ارتباط آنها با يكديگر، بايد اعتراف نمود كه انسان پيچيده ترين و در عين حال شگفت انگيزترين مخلوق آفريدگار است.

تواناييهاي بدن
بدن ما در انجام بسياري از حركات تعادلي و ايجاد هماهنگي، از تواناييهاي فوق العاده و حيرت آوري برخوردار است. گرچه بسياري از حيوانات، حركاتي سريعتر و چالاكتر از انسان دارند ولي انعطاف بدن انسان خيلي بيشتر از حيوانات است. مغز بسيار پيچيده انسان، تعادل بدن را كنترل مي كند و ما را قادر مي سازد تا كارهاي فيزيكي را به بهترين صورت انجام دهيم.

سلول
در هر ثانيه، ميليونها سلول از بين مي روند و ميليونها سلول ديگر جايگزين آنها مي شوند. يك سلول معمولي حدود 025/0 ميليمتر يعني يك هزارم اينچ قطر دارد. در بدن انسان سلولهاي مختلفي وجود دارد كه هر كدام براي كار خاصي شكل گرفته اند. سلولهاي عصبي مانند سيمهاي برق، بلند و باريك هستند و پيامهاي الكتريكي را هدايت مي كنند.

سيستم اسكلت بدن
اسكلت و چهارچوب بدن را 206 استخوان مي سازند كه تعدادي از آنها توسط مفاصل انعطاف پذير، به هم متصل شده اند به عنوان مثال: مفصل پا به انسان اجازه حركت مي‌دهد. استخوانهاي ديگر مانند استخوانهاي جمجمه، كاملاً به يكديگر چسبيده اند. ستون مهره ها در بالا، از سر و در طرفين، از اندامها حمايت مي كنند. اين ستون همچنين كار محافظت و حمايت از نخاع را نيز بر عهده دارد.

پوست
بدن انسان توسط پوست پوشيده شده است. پوست انعطاف پذير بوده، به حفاظت بدن كمك مي كند، آب و باكتريهايي مضر را خارج و مايعات سودمند را در درون خود نگه مي دارد. پوست فرسوده نمي شود زيرا دايماً سلولهاي تازه ساخته مي شوند و جاي سلولهاي قبلي را مي گيرند. لايه فوقاني پوست يا اپيدرم، مدام سلولهاي جديد مي سازد. اين سلولهاي تازه ساخته شده به سطح پوست مي آيند و جاي سلولهاي از بين رفته را مي گيرند.

رشد و نمو
بدن انسان همچنان كه رشد مي كند، مهارتهاي بسياري هم به دست مي آورد. بچه ياد مي گيرد كه چگونه بخندد، بنشيند، بايستد، چهار دست و پا راه برود و صحبت كند. به طور متوسط، حداكثر توانايي هاي فيزيكي و بدني بين سنين 18 تا 20 سالگي به دست مي آيد، ولي با گذشت زمان، تغييرات بسياري هم رخ مي دهد.
از جمله، عضلات انعطاف خود از دست مي دهند، استخوانها شكننده مي شوند، قدرت عضلات كاسته شده، قد كوتاه تر و موها خاكستري مي شوند.

دستگاه گوارش
دهان، مري، معده و روده ها جزو دستگاه گوارش هستند. اين اعضا با يكديگر همكاري مي كنند و غذا را به صورت ذرات بسيار كوچكي كه قادر باشد از ديواره روده عبور كند و وارد رگهاي خوني شود، در مي آورند. دهان و دندانها غذا را خرد كرده و معده آنها را با مواد شيميايي قوي هضم كننده، مخلوط مي كند. كبد مهمترين عضو است و در تبديل مواد غذايي جذب شده و قابل مصرف در بدن، نقش مؤثري دارد و اين كار را از طريق اندامهاي مختلفي انجام مي دهد. روده بزرگ نيز با مواد زياد و جذب نشده سر و كار دارد.

دستگاه عصبي
مغز و عصب، دستگاه عصبي را مي سازند. عصبها از مغز شروع شده، در تمام بدن پخش مي شوند و پيامها را به صورت ضربانهاي الكتريكي انتقال مي دهند. پيامها، اطلاعات را از اعضاي حسي به مغز برده و دستور لازم را از مغز به عضلات مي رسانند. مغز بسياري از فرآيندهاي بدن ما را به طور غير ارادي كنترل مي كند، بدون آن كه ما از انجام آنها آگاه باشيم: مانند عمل تنفس، ضربان قلب و گوارش.

دستگاه تنفس
ششها، راههاي هوايي، گلو و بيني با هم دستگاه تنفسي را به وجود مي آورند. ششها مقدار زيادي اكسيژن از هوا جذب مي كنند. قلب، خون اكسيژن دار را به درون رگهاي خوني فرستاده و از طريق رگها در تمام بدن پخش مي شود.

دستگاه دفع ادرار
كليه ها، مواد زايدي را كه از خون به آنها مي رسند، تصفيه كرده و مايعي به نام ادرار تشكيل مي‌دهند كه در مثانه ذخيره مي شود و از طريق دستگاه دفع ادرار خارج مي گردد.

مغز و اعصاب
دستورات لازم را به ساير نقاط بدن مي فرستد. نورونها مثل سيمهاي برق هستند و از توده هاي بسيار زياد سلول عصبي ساخته شده اند. اعصاب حسي، پيامها را از چشم، گوش و پوست به مغز مي برند. اعصاب حركتي، پيام را از مغز گرفته و به ماهيچه ها مي رسانند تا در زمان لازم ماهيچه ها، بدن را حركت دهند. ميانگين وزن مغز يك انسان بالغ، حدود 4/1 كيلوگرم است كه تركيب ژله مانندي دارد و توسط جمجمه حفاظت مي شود.

خواب
وقتي كه مي خوابيم بدنمان استراحت مي كند ولي مغز هنوز فعال است و تنفس و ضربان قلب را تنظيم مي كند، ما در خواب بعضي از افكارمان را به صورت رؤيا به ياد مي آوريم.

نيمركه هاي مخ
بزرگترين قسمت مغز، نيمكره هاي چين خورده مغز هستند و تفكرات ما در اين نيم كره ها جاي مي گيرند. لايه خارجي مغز، ماده خاكستري ناميده مي شود و پر از سلولهاي عصبي است. لايه دروني، ماده سفيد ناميده مي شود و پر از رشته هاي عصبي است. اگر دو نيمكره مغز را كاملاً باز كنيم، فضايي حدود يك رويه بالش را اشغال خواهد كرد.

سلولهاي عصبي
هر سلول عصبي يك تنه اصلي دارد و داراي يك سري رشته هاي ارتباطي عنكبوتي به نام دندريت و يك سري رشته بلند به نام اكسون است.
اكسونها با هزاران سلول عصبي ديگر در ارتباط هستند و ميليونها راه عصبي براي عبور سيگنالهاي عصبي را به وجود مي آورند.

عكس العملهاي عصبي
وقتي تيغ شاخه گلي به انگشتمان فرو مي رود، درد و سوزش ناشي از آن به صورت پيام، از طريق اعصاب حسي به نخاع مي رسد. پيامهاي برگشتي از طريق نورونهاي واسطه، مستقيماً به ماهيچه ها مي رسند و باعث مي شوند كه انگشتمان را عقب بكشيم، به اين عمل، عكس العمل غير ارادي گفته مي شود، چون بدون فكر ما انجام مي گيرد.

غذا و گوارش
بدن انسان براي فعاليت، رشد، ترميم و در نهايت زنده ماندن به غذا نياز دارد. غذا شامل آب و ماده غذايي مهم است كه پروتئين، قند، چربي، ويتامين و مواد معدني را در بر مي گيرد. براي اين غذا قابل استفاده شود، بايد تجزيه، يا به عبارتي هضم شود و با اكسيژن تركيب گردد. سيستم گوارش شامل لوله وسيعي است كه از دهان تا مخزج ادامه مي دهند. هر قسمت از بدن كار مخصوص به خود را انجام مي دهند. معده مثل كيسه اي است كه غذاهاي جويده شده، در آنجا با اسيد و آنزيم مخلوط مي شوند. روده كوچك غذا را با كمك حركات دودي به نام پريستالتيك به جلو مي راند. ذرات بسيار كوچك غذا كه هضم شده اند، به راحتي از ديواره روده كوچك گذشته و به دستگاه گردش خون وارد مي شوند تا براي بدن قابل استفاده گردند. روده بزرگ، آب موجود در غذا را جذب مي كند و مواد زائد را به صورت مدفوع دفع مي كند.
خوردن غذا
وقتي غذا را مي بلعيم، غذا وارد گلو مي شود. زايده اي كه اپيگلوت نام دارد، خم شده و مجراي ورودي ناي را مي بندد تا غذا وارد ششها نشده و خفگي رخ ندهد.

كبد

كبد كارخانه تبادلات شيميايي بدن است. كبد مواد غذايي هضم شده را از روده كوچك مي گيرد و آنها را به موادي كه براي مصرف بدن راحت تر باشدند تبديل مي كند. به عنوان مثال قند را به گلوكز كه سوخت ماهيچه هاست مبدل مي سازد.

روده كوچك
روده كوچك كه به صورت حلقه مانند در قسمت تحتاني بدن قرار دارد، بسيار بلند است و حدود 6 متر طول دارد. آستر آن بسيار پيچ خورده و چين دار است و مي تواند بيشترين مواد غذايي را جذب كند.

رودة بزرگ
رودة بزرگ بسيار كوتاهتر از روده كوچك است، ولي قطر آن سه برابر روده كوچك است و اندازه آن حدوداً به 7 سانتي متر مي رسد.

معده
اين كيسه J شكل از ماده لزح و غليظي به نام موكوس پوشيده شده است. غدد كوچكي در آستر معده وجود دارند كه براي گوارش غذا، آنزيم و اسيدهاي قوي ترشح مي كنند.

گوارش
گوارش از دهان كه در آنجا دندانها غذا را تكه تكه مي كنند، شروع مي شود. بزاق باعث نمناك كردن غذا مي شود و به جويدن و فرو بردن آن كمك مي كند. ديواره عضلاني معده غذا را به صورت مايع سوپ مانندي در مي آورد و آن را با آنزيمهاي گوارشي مخلوط مي سازد. در نهايت مواد غذايي به اندازه كافي كوچك مي شود تا بتواند به راحتي از آستر ديواره روده كوچك عبور كرده و وارد رگهاي خوني شود.

پرز
هر قسمت پيچ خورده روده كوچك، خود از هزاران زايدة ميكروسكوپي انگشت مانند كه پرز ناميده مي شود، تشكيل يافته است. اين پرزها كمك مي كنند تا روده كوچك مواد غذايي بيشتري را جذب كند.

زبان
زبان يك ماهيچه انعطاف پذير است. در سطح آن برجستگيهاي كوچكي ديده مي شود كه به آنها جوانه هاي چشايي مي گويند. اين برجستگيها طعم مواد مختلف را احساس مي كنند. نوك زبان مزه شيرين را حس مي كند، كمي عقب تر از نوك زبان، شوري، اطراف زبان ترشي و عقب زبان تلخي را احساس مي كند.






مطالب پیشین



Powered By blogfa.com Copyright © 2009 by zist-zendegi
Design By : wWw.Theme-Designer.Com